باغ گلي از جنس رزهاي سرخ كشيدم، تو گم شدي در جاده هاي ساكت و دور، من هم به دنبال نفس هايت دويدم
تصوير چشمان تو را در رويا ها كشيدم،
|
About Me
کسي را که با او خنديده اي را فراموش مي کني My Blog
My Archive
هفته دوم مهر 1388 My Categories
Daily Links
Friends Link
بغض خاموش باران عشق ساقر عشق های کریستالی بی تو هرگز م مثل مرگ ستاره دنباله دار پسرک تنها سحروسهند دختر تنها آسمانی ترین دختر خاطرات عاشق بی معشوق دنیای قشنگ من عروسک زشت سنگ و شیشه2 Template By
|
باغ گلي از جنس رزهاي سرخ كشيدم، تو گم شدي در جاده هاي ساكت و دور، من هم به دنبال نفس هايت دويدم تنهایی
نمی دانم... نمی دانم پس از مرگم چ عشقی که واقعا خیلی دوسش دارم
سلام دوستان
من این چند روزی که نبودم دنباله عشق بودم .با کسی دوست شدم که اسمش سارا ست خیلی دوسش دارم ولی اون به من هیچ علاقه نداره. من خیلی اذیتش کردم ولی به اشتباهاته خودم پی بردم ازش معذرت خواهی کردم اونم منو بخشید دوباره باهام ادامه داد.حتی بهم نگفته که دوست دارم ولی من خیلی بهش گفتم دوست دارم. نمیدونم چه جوری علاقمندش کنم به خودم . من همیشه دوست دارم کنارش باشم حتی تویه رویا به خدا نمیدونم چیکار کنم بهم علاقه داشته باشه اسم سارا برام خیلی عزیزه. من تا حالا عاشق دختر اینجوری نشده بودم .یه سری باهام قهر کرد آروم و نداشتم داشتم میمردم بدنم میلرزید فشارام رفته بود پایین به نفس نفس افتاده بودم سارایه من خیلی قشنگه تویه همه مراحل زندگیم کمکم کرده همیشه همرازم بوده من بهش خیلی علاقه دارم چند بار خاستم دست به هر کاری بزنم خاستم تو اتوبان خودمو بندازم جلویه ماشینا میدونم خودکشی ماله آدمایه بزدله ولی خیلی ناراحت شده بودم هنوز برقه اون ماشینا تو چشامه فکر میکنم بهش میترسم من همه لذته دنیارو دیدم می خام لذته مرگم ببینم. سارا جون ببخشد من اینورو نوشتم چون اگه خدایه نکرده منو دیگه ندیدی اینارو بخونی که چقدر دوست داشتم گلم من همیشه دوست دارم....... دلتنگی
چه دلتنگ است آن بلبل عاشق که نام تو را به بالای سپیداری بلند ز هر روزنه ای فریاد میکند آفتاب گمشده
در باغ سرخ شقایقها آفتاب گمشده بود سرخی رویشان ناپیدا چهره هاشان زرد خار گلها پیدا شب سردی بود تشنه شبنم بودند آبها یخ زده بود بلبلان خفته در آشیانه خود رنگ عشق را خواب میدیدند برگ زردی افتاده به خاک سبزی روی خود را یاد میکرد یاد دارم که رهگذری بهار دلها را جستجو میکرد
کلاس ادبیات معلم گفت فعل رفتن رو صرف کن گفتم : رفتم ... رفتی ... رفت ساکت می شوم می خندم ولی خنده ام تلخ می شود معلم داد می زند: خب بعد؟ ادامه بده من می گویم: رفت ... رفت..... رفت و دلم شکست.... غم رو دلم نشست رفت و شادیم مرد شور و نشاط رو از دلم برد رفت .... رفت .... رفت و من می خندم و می گویم: خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است کارم از گریه گذشته که به آن می خندم. کینه عشق
تا وقتی که تو هستی .. تا وقتی که یاد تو در خاطر من جاریست .. تا زمانی که دستای گرمت همراه دستای خسته منه .. تا وقتی که نگاهت تنها پناهگاه و تکیه گاه نگاه سرگردان منه .. ... تا زمانی که تو همسفر جاده زندگی من هستی تا وقتی که شونه های تو .. .. امنترین جای دنیاست برای من .. من زنده ام .. برای زندگی کردن با تو .. نذار تنها بمونم
بیا پیشم بمون تنها نمونم
می خوام تا ابد واست بخونم می خوام بگم عشق پرزده تو دل من کلی غم زده اگه بیای بمونی پیشم تا ابد راضی می شم
ته نشین شده عشقی که ما داشتیم٬شمع و پروانه که سوختن ما کاشتیم!!! قدم و فاصله
شاید میون موندن و رفتن یه قدم فاصله باشه
|
|||